الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
108
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) در خبر طبرسى از كتاب ابان بجبلى كوفى آمده است كه : فرداى روز احد منادى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اعلام كرد : ( كه زخمىها حركت كنند ) و آنها با وجود زخم و جراحتهايى كه داشتند حركت كردند و على عليه السّلام پرچم مهاجرين را به دست گرفت تا به حمراء الأسد رسيدند . « 1 » ( 2 ) طبرسى در مجمع البيان مىنويسد : منادى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اعلام كرد كه : فقط كسانى كه ديروز با ما بودهاند ، براى حركت آماده شوند و پس از اعلام گروهى از اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه روز احد جراحت و زخم برداشته بودند ، آماده شدند و هفتاد نفرى كه مهيا شده بودند تا حمراء الأسد پيش رفتند كه در هشت مايلى مدينه قرار دارد . « 2 »
--> خانهاش برد و او را پنهان كرد . از سوى ديگر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اصحابش فرمود : معاوية ( بن مغيرة ) در مدينه شب را به صبح رسانده است ، او را پيدا كنيد ؛ لذا اصحابش به دنبال او گشتند ؛ اما او را پيدا نكردند . عثمان نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفت تا براى او امان بگيرد و در اين هنگام برخى از اصحاب به برخى ديگر گفتند : او را در خانهء عثمان جست و جو كنيد . پس به خانهء عثمان رفتند و از ام كلثوم در اين مورد سؤال كردند و نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بردند كه عثمان هم نزد وى نشسته بود . هنگامى كه عثمان مشاهده كرد كه معاوية بن مغيرة را مىآورند به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گفت : تو را قسم به آن كسى كه به حق تو را فرستاده است ، او را به من ببخش . رسول اللّه وى را به او بخشيد و سه روز مهلت داد كه وى مدينه را ترك كند و فرمود كه اگر بعد از سه روز او را بيابند ، كشته مىشود ! عثمان رفت و شترى براى او خريدارى كرد و او را مجهز كرده و گفت : برو . . . و خودش به همراه مسلمانان به حمراء الأسد رفت . و معاوية تا روز سوم در مدينه ماند و سپس حركت كرد و رفت . ( ج 1 ، ص 333 ) و ابن هشام اين خبر را در سيره ، ج 3 ، ص 111 به صورت مختصر آورده و گفته است : گفته مىشود كه معاوية بن مغيرة ( ابن ابى العاص ) به عثمان بن عفّان ( ابن ابى العاص ) پناهنده شد و از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى وى امان درخواست كرد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به وى امان داد به شرطى كه اگر بعد از سه روز او را بيابند ، كشته مىشود ! و او سه روز در مدينه اقامت كرد و سپس متوارى شد . ( ج 3 ، ص 111 ) كلينى خبر آن را در جزء از فروع كافى ، ص 69 نقل كرده و بحار الانوار ، ج 22 ، ص 160 آن را از على بن ابراهيم قمى با سندى از يزيد بن خليفه حارث خولانى آورده است كه گفت : نزد امام صادق عليه السّلام حاضر بودم كه عيسى بن عبد الله ( قمى أشعرى ) در مورد خروج زنان براى تشييع جنازه از وى سؤال كرد . پس آن حضرت عليه السّلام فرمود : مغيرة بن ابى العاص ( همين طور نقل شده است ) از كسانى بود كه رسول الله خونش را هدر اعلام فرموده بود . پس ( عثمان ) عمويش را پنهان كرد و به دختر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفت : به پدرت نگو كه او كجا است ! و گويى كه عثمان يقين نداشت كه وحى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشود ! ام كلثوم گفت : من دشمن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را مخفى نمىكنم ! و آنگاه عثمان او را در چارچوبى جاى داد و پارچهاى بر آن كشيد ؛ اما وحى بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و او را از مكان مغيره آگاه ساخت . . . قطب راوندى در خرائج اين خبر را از طريق ديگرى از يزيد بن خليفه نقل مىكند ، چنان كه گذشت ، الّا اين كه در آن آمده است كه : عثمان نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفت و از او خواست كه عمويش را امان دهد ، در حالى كه در كافى آمده است : او دست عمويش را گرفت و نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آورد و براى او طلب امان نمود . و در خبر خرائج آمده است كه اين واقعه بعد از جنگ خندق بوده است ، نه احد ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 22 ، ص 158 آمده است . ( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 183 - 184 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 886 .